آخرین اخبار

21. بهمن 1398 - 17:02   |   کد مطلب: 37567
رسولی یکجا هر شکنجه ای را انکار می کند، می گوید: تنها شکنجه ای که ما عمل می کردیم، محرومیت ازخواب به مدت چند روز بود که نوری فوق العاده قوی را به چهره می تاباندیم.

به گزارش رودآور به نقل از راه دانا؛ کتاب ساواک نوشته «کریستین دلانوآ» مورخ فرانسوی یکی از کتاب هایی است که توسط نویسندگان غربی درباره انقلاب اسلامی و دوران ستم شاهی به نگارش در آمده است. این کتاب نه تنها از جنایات هولناک ساواک پرده بر می دارد بلکه به علل سقوط شاه به صورت تحلیلی و تبیینی می پردازد.

وی سازمان سیاه ساواک را با توجه به حضور چند تن از افرادی که کارهای مخوف و جنایات هولناکی انجام داده است، مورد بررسی قرار می دهد. 
 
 بخشی از این کتاب که به اعترافات می پردازد می خوانید: 
 
بخشی از اعترافات رسولی شکنجه گر ساواک
 
«رسولی رسولی» این همان رسولی است که شکنجه گر  شماره یک عبدالله مردوخ بود. امروز رسولی در فرانسه زندگی می کند. محل ملاقاتهایش را در کافه ها تعیین می کند، و در آخرین لحظه جای آن را تغییر می دهد. او نمی خواهد ردپایی بگذارد. رسولی که نام واقعی اش ناصر نوذری است، کوتاه و خپله است. صورتی کشیده، بینی یونانی، چشمانی ریز به رنگ قهوه ای. در لباسی آراسته، رسولی هیچ سنختی با شهرت مخوفش ندارد. او هیچ ترسی بر نمی انگیزد، جز مختصر نگرانی، آن هم وقتی که با دادن پاسخ‌های قاطعانه به عمق چشمهایتان می نگرد. رسولی از همان ابتدای ساواک جزو ابوابجمعی آن بود. 
 
او شانزده ساله بود که تیمور بختیار او را استخدام کرد. او آن وقت ساکن خوزستان بود. پس از مختصری آموزش او را به میدان فرستادند. مدت دوازده سال در پوشش دبیر ریاضیات مامور بود.
 
رسولی یکجا هر شکنجه ای را انکار می کند و می گوید: تنها شکنجه ای که ما عمل می کردیم، محرومیت ازخواب به مدت چند روز بود که نوری فوق العاده قوی را به چهره می تاباندیم – و اگر متهمان حرف نمی زدند؟_ رسومی می گوید، بالاخره حرف می زدند، وگرنه دادگاه آنها را محکوم می کرد. 
 
 
به آنها می گفتیم: یا حرف می زنی و آزاد می شوی، یا سرسختی می کنی و حرف نمی زنی، در این صورت تو را به دادگاه می فرستیم که محکومیت سنگینی برایت خواهد برید. هر دو روش موثر بودند و به نتیجه می رسیدند.  
 
 
جنایتکاری با دستهای پاکیزه 
 
شاه می دانست که در زندانهایش، زندانیان سیاسی را شکنجه می کنند. او حتی تایید کرد که زندانیان در زندان «به طرز خاصی تر و خشک می شوند.» وی در این زمینه اظهار کرد: «ایران به پیشرفتهای عظیمی در همه زمینه ها، از جمله در بازجوییها نایل شده است. باور کنید شکنجه دیگر لازم نیست ... روشهای بسیار پیشرفته تری وجود دارد. مثلا فشارهای اخلاقی. 
 
 
شیوه های مختلف شکنجه گری ساواک 
 
22 بهمن 1357، چهره ای پف کرده بر پرده تلویزیون ظاهر می شود. کلماتی که به زجمت می توان شنید از دهانی بی ریخت خارج می شوند. سپهبد نصیری در تلویزیون ایران انقلابی به جرم‌هایش اعتراف می کند. چهارده سال پیش از این او در راس ساواک حکومتی را آغاز کرد که از او منفورترین مرد کشور را ساخت.
 
چگونه شاه مردی چنان کوته بین را به ریاست ساواک منصور کرد؟ افشاگریش از شکنجه ای که متحمل شده حاکی از شیوه زمخت شکنجه است که در سالهای بعد گسترش یافته و کم کم ظریف می شود. همه ترفندهای شکنجه در آن موجود است.
 
تهدید بستگان: " همان روز سرهنگ سالاری بازجویی را در حضور پدر و برادرانم که به عنوان گروگان دستگیر شده بودند، آغاز کرد. بازپرس نظامی پدرم را جلوی من سرپا نگاه می داشت و مرا تهدید می کرد که اگر سماجت به خرج دهی و همه حقیقت را اعتراف نکنی، ریش پدرت را می تراشم." 
 
محرومیت از خواب: "همان روز ساعت هفت بعد از ظهر بازجویی شروع شد و بدون وقفه تا ساعت سه بعد از ظهر فردا ادامه یافت."
 
 
استراتژی خرد کردن اعصاب: "آنها تهدید می کردند که مرا بدست سرگرد سیاحتگر (مخوف ترین شکنجه گر تهران) خواهند سپرد. چند روز بعد زمانی که زندانی نگران این احتمال است، سرگرد سیاحتگر با شلاقی سیمی در دست از راه می رسد."
 
شکنجه و تهدید و ارعاب با هم: " سرانجام زندانی را  هم می شکند و او را به اعتراف وامیدارد."
 
انتهای پیام/ 
 

ایمیل: roodavar1@gmail.com سامانه پیامکی رودآور ۳۰۰۰۸۸۳۳۰۰۰۰۶۱

دیدگاه شما

کانال  سروش رودآور
صندوق خیریه
همدان پرس
آب و هوای تویسرکان