آخرین اخبار

پربیننده ها

4. مرداد 1399 - 7:57   |   کد مطلب: 38613
روایت ستارگان تویسرکانی عملیات مرصاد، روایت ملائکه آسمانی است که خاموش کننده فتنه امریکایی ـ اسرائیلی فروغ جاویدان در سال 67 بود، که از آستین منافقین بیرون زد و داستان امروز ما می شود، گوشه ای از زندگانی شهید عبدالمالکی که امروز یادگارش مدافع سلامت شده است.

به گزارش خبرنگار رودآور؛ فردا پنجم مرداد ماه روز تویسرکان است و سالروز عملیات غرورآفرین مرصاد، عملیاتی که در آن و ستارگان تویسرکانی مرصاد یعنی 38 شهید از این شهرستان جان خود را فدا کردند تا اسلام و انقلاب عزیز سربلند بماند.

در این عملیات نمی توان از نقش تویسرکانی ها و گردان 153 قاسم الحسن(ع) به سادگی عبور کرد، از 304 شهید این عملیات 38 شهید متعلق به تویسرکانی هاست، یعنی بیش از 12 درصد شهدای عملیات مرصاد تویسرکانی هستند.

از این رو یکی از دلایل انتخاب روز پنجم مرداد ماه به نام "روز تویسرکان" همین نقش شهدای مردم این دیار در عملیات مرصاد است، همگی این شهدا چند روز بعد از شهادت همزمان با یکدیگر  در جای جای این شهرستان تشییع و تدفین شدند.

* ستارگان تویسرکانی عملیات مرصاد

شهید احمد جامه بزرگ، شهید احمد جمشیدی،  شهید آیت اله اسدبیگی، شهید رحمت اله عبدالملکی، شهید محمد نبی سوری، شهید سین رفیع توانا، شهید رحمان بیات، شهید محمد علی قلخانباز، شهید هادی بیاتی، شهید ذبیح اله عبدالملکی، شهید محمدحسین ربیعی، شهید حسن ترک، شهید عزیزاله ترکاشوند، شهید عبدالمحمد ترکاشوند، شهید محمد احمدخانی، شهید محمدابراهیم خدابخشی، شهید رضا مالمیر، شهید پرویز نورعلیئی، شهید مصطفی گمار، شهید محسن ترکاشوند، شهید عزیزمراد سلیمانی، شهید علی بیات، شهید محسن رجبی، شهید حمید قمری، شهید حمیدرضا یوسفی، شهید مسعود ترکاشوند، شهید غلامرضا عبدالملکی، شهید حسین روزرخ، شهید محمد کریم قلخانی، شهید علی محمد صدوقی و گل سربد این شهدا سردار شهید حاج مهدی ملگی فرمانده گردان 153 قاسم ابن الحسن(ع) بود، که همگی به دست منافقین به شهادت رسیدند.

امروز بر آن شدیم تا با «محمد عبدالمالکی» برادر شهید رحمت الله عبدالمالکی به گفت وگو بنشینیم.

*پایگاه های بسیج؛ رسم عاشقی و شهادت می آموزند

رودآور: از نحوه ورود شهید عبدالمالکی به بسیج بگویید:

برادر شهید عبدالمالکی: با پیروزی انقلاب اسلامی نهاد های انقلابی نیز شکل گرفت و آن روزها با شروع جنگ تحمیلی شهید رحمت الله عبدالمالکی نوجوانی پرشور درخانواده ای متوسط  با اوضاع آن روزها بود و جذب بسیج شد.

 آن زمان پایگاه های بسیج با نام گروه مقاومت در مساجد ومحلات شکل گرفته بود و رحمت الله عضو پایگاه بسیج مسجد حضرت ابوالفضل(ع) محله تیمورآباد شد، شهید عبدالمالکی شب روز نداشت یا فکر و عملش درس و مدرسه بود  ویا به دنبال فراگیری آموزش های نظامی در بسیج می رفت . گاهی هم شب ها در پایگاه بسیج خدمات ارائه می داد، او خوب می دانست که پایگاه های بسیج؛ رسم عاشقی و شهادت می آموزند.

رودآور: شهید عبدالمالکی در کدام عملیات ها حضور داشت؟

عبدالمالکی: برادرم برای اعزام به جبهه های نبرد حق علیه باطل سر از پا نمی شناخت چندین مرتبه به جبهه های جنوب و غرب کشور اعزام شد و در عملیات های بزرگی همچون بیت المقدس، والفجر 8، کربلای 4، کربلای5، جزیره مجنون و خرمشهرحضور داشت  ومقطعی هم در غرب  و در بیمارستان طالقانی کرمانشاه امدادگر بود.

سن و سالی از پدرمان گذشته بود و برادر بزرگترم نیز از پرسنل هوانیروز همیشه قهرمان کرمانشاه  که هشت سال دفاع مقدس را در کنار شهیدان شیرودی وکشوری درجبهه های غرب کرمانشاه ایلام خوزستان فعالیتی مستمر حضور داشت.

او بارها با شهید رحمت الله عبدالمالکی صحبت می کرد و به او می گفت: « برادر جانم اگر برای ادای  دین به اسلام و انقلاب  باشد من هستم، تو درکنار پدر بمان» با این حال رحمت الله گویا مسیر زندگی خود به سمت شهادت را پیدا کرده بود و به جبهه رفت و در کربلای  از ناحیه دست مجروح شد.

* ماجرای چیدن حجله شهادت قبل از شهادت به خود دست  شهید

رودآور: ماجرای چیدن حجله شهادت به دست شهید برای خودش چه بود؟

عبدالمالکی: رسیدن به درجه شهادت آرزوی تمام رزمنده گان بود و آن روزها رسم بر آن بود در محله ها برای شهدا حجله وچلچراغی  مزین  به عکس، لباس و وسایل شخصی برپا کنند، رحمت الله دوست داشت تا این لحظه را خود به چشم خود ببنید از این رو، روزی به دور از چشم ما، حجله ای برپا کرد و عکس خود را در آن جای نهاد، مادرم با دیدن این صحنه بسیار ناراحت شد، اما رحمت الله با سخنانش همیشه مهربانش او راآرام کرد و گفت چه مرگی بالاتر از شهادت.

مادرم سال 63 از دنیا رفت، قبل از فوتش جشن تولدی بزرگ برای رحمت الله گرفت و مدام می گفت من مراسم ازدواج رحمت الله را نمی بینم، همین شد و بعدها شهید رحمت الله سال 64ازدواج کرد  و ثمره آن ازدواج دو فرزند به نام های جواد و الهام است.

*فتنه امریکایی ـ اسرائیلی فروغ جاویدان از آستین منافقین بیرون زد

رودآور: از سال 67 و عملیات مرصاد و حضور شهید عبدالمالکی برایمان بگویید:

عبدالمالکی: سال 67 پس از پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس بین ایران وعراق، مدتی تعداد قابل توجهی از رزمندگان در جبهه جنوب ماندند تا اگر نقض آتش بس از سوی صدام روی دهد، در برابرشان بایستند.در غرب کشور هم اوضاع به همین منوال بود، این بار فتنه امریکایی ـ اسرائیلی از آستین وطن فروشانی چون مجاهدین خلق بیرون آمد تا با خیال خام خود در طرحی که امریکا آن را کشید و صدام تجهیزاتش را فراهم کرده بود، به ایران اسلامی حمله کنند، نام آن نقشه شوم را هم گذاشتند عملیات فروغ جاویدان، اما فروغشان بی فروغ ماند.

همه خوب می دانند که دست منافقینی که از کفار بدتر هستند به خون بیش از 17 هزار ایرانی آغشته است، آنان حمله خود را از پادگان اشرف آغاز کردند تا با گذشتن از مهران و کرمانشاه به تهران برسند، اما غافل از این بودند که شیربچه های ایرانی، آن رزمندگان غیور، نقض آشکار آتش بس را نمی پذیرند.

منافقین بسیاری از هم وطنان ما از زن و مرد گرفته تا کودکان را به رگبار کینه خود بستند و بسیاری را در مهران، قصر شیرین، کرند غرب و اسلام آباد به شهادت رساندند.

خائنین به ملت  با خودرو های زرهی و تجهیزات فراوان از شهرها عبور می کردند تا وحشت را بر دل ها غالب کنند، اما هرگز موفق نشدند روحیه ایمان و شهادت طلبی را از ملت همیشه سرافراز ما بربایند، و ندانستند که خدا در کمین آنان است و الطاف الهی به واسطه شجاعت و شهادت رزمندگان ایرانی نصیب ملت ما شد و نقشه های شوم دشمنان را نقش بر آب کرد.

به دنبال این حمله ناجوانمردانه، از سراسر ایران نیروهای زیادی به سمت کرمانشاه حرکت کردند و کمیته مرکزی کرمانشاه و گردان 153 قاسم الحسن(ع) نیروهای خود را سریعتر از همه به میدان مبارزه اعزام کردند و که شهید رحمت الله عبدالمالکی یکی از آنان بود.

* گردان 153 قاسم ابن الحسن تویسرکان، همچون ملائکه آسمانی منافقین را در چارزبر زمین گیر کرد

همرزمانش می گویند قبل از شهادت، غسل شهادت کرده بود، رزمندگان ما با تعداد اندک در برابر دشمن صف آرایی کردند هر نفر در برابر چندین تانک و زره، این رزمندگان همچون ملائکه آسمانی بر سر دشمن فرود آمدند و مانع پیش رویشان شدند و با زمین گیر کردن منافقین در چارزبر فاتحه این جنایتکار را خواندند.

 در حقیقت نخستین نیروهایی رزمنده ای که توانستند منافقین را درهم بشکند وعقب برانند همین گردان 153 قاسم ابن الحسن تویسرکان بود و سایر گردان های تیپ انصار حسین همدان که بخشی ازآن در بانه و جبهه های جنوب مستقر بودند وبخش اندکی نیروها ازتویسرکان همدان.به تدریج رزمندگان دیگر هم پیوستند.

رودآور: چرا منافقین از صیاد شیرازی کینه به دل بردند؟

عبدالمالکی: نقش شهید صیاد شیرازی وپشتیبانی هوانیروز همیشه قهرمان کرمانشاه  در بستن عقبه لشگر منافقین ومحاصره وازبین بردن بخش بزرگی از منافقین هم بسیار ارزشمند بود، چرا که آن روزها به همت این دلاورمردان چارزبر به گورستانی برای منافقین تبدیل شد، به همین علت منافقین کینه ای از شهید صیاد شیرازی به دل بردند تا بعدها او را در جلوی درب منزلش ناجوانمردانه ترور کنند.

منافقین چهره وحشیانه ای از خود بر جای گذاشتند، کودکان را زنده زنده در آتش می انداختند و یا با گلوله در دهان اسیران به صورت دست بسته آنان را به شهادت می رساندند.

بی تردید اگر آن رشادت ها نبود و منافقین از تنگه چارزبر عبور می  کردند و وارد ماهی دشت می شدند نابودی آنان سخت تر می شد، اما دلیرمردان تویسرکانی، خیال خام منافقین را در نطه خفه کردند.

* شناسایی پیکر مطهر شهید عبدالمالکی پس از چهار ماه/منافین بیرحمانه پاسداران را آتش می زدند و تیر خلاصشان از دهان بود

رودآور: از نحوه به شهادت رسیدن برادرتان مطلع هستید؟

عبدالمالکی:  برادرم در عملیات مرصاد به شهادت رسید و از آنجا که منافقین می خواستند شهدا شناسایی نشوند و کینه پاسداران را به دل داشتند یا شهدای ما را آتش می زدند و یا با گلوله مستقیم به سرشان تیر خلاص می زدند.از این رو پیکر مطهر برادرم چهار ماه شناسایی نشد، در واقع جز مفقودین بود و پیکر چاک چاکش همچون مولایش حسین(ع) بر روی زمین مانده بود.

*دیروز پدر مدافع وطن، امروز دختر مدافع سلامت

رودآور: از فرزندان شهید عبدالمالکی برایمان بگویید:

عبدالمالکی: از برادرم شهید دو یادگار به نام های الهام و جواد برجای مانده است.جواد این روزها به مردی بزرگ تبدیل شده و راه پدر را ادامه می دهد و با عنوان مسئول تعاون بنیاد شهید اداره کل به خانواده معزز شهدا خدمت می کند.

و امروز الهام نیز فداکاری، گذشت، ایثار و از خودگذشتگی را با تمام وجود خود از پدر به ارث برده و مهربانی برای نجات مردم را از مادر، چرا که او دانشجوی دکترای پلاسما است و روزها شده که به خانه سر نمی زند.تمام فکر و ذکر الهام درمان مبتلایان به کرونا است و این را وظیفه الهی می داند.

*لبیک یا خامنه ای، حرف اول و آخر خانواده شهدا

رودآور: و اما حرف آخر شما...

عبدالمالکی: نسل ما در واقع نسلی به عنوان سربازان حاج قاسم است، ما درمکتب حسینی آموخته ایم که باید در برابر ظلم بایستیم، هرچند که خائنینی بخواهند منافقین را تطهیر کنند و کشورهای مستکبری چون امریکا، انگلیس و فرانسه از این کوردلان حمایت کنند.

و امروز به دور ازغوغاهای اقتصادی، دلار، سکه  منتظر یک اشارت  سید علی آماده هستیم و پای در رکاب ایشان و کلام اول و آخر من به عنوان عضوی از خانواده شهدا لبیک یا خامنه ای است.

رودآور: خداوند روح شهید شما و دیگر شهدای ایران اسلامی را با شهدای صدر اسلام محشور کند و از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار مجموعه خبری ما گذاشتید بینهایت قدردانیم.

زنگنه

انتهای پیام/ز

تصاویر تکمیلی: 
ایمیل: roodavar1@gmail.com سامانه پیامکی رودآور ۳۰۰۰۸۸۳۳۰۰۰۰۶۱

دیدگاه شما